برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی61. آیا قبول دارم که من هیولایی هستم که تمام دنیا را توسط اعتیادم مسموم کردهام؟ یا فکر میکنم که اعتیادم هیچ پیامد و تاثیری در جامعهي اطراف من نداشته است؟ یا چیزی بین این دو؟بله ـ بیماری اعتیاد خود یک هیولاست، تاثیرات اعتیاد نه تنها خود، بلكه دیگران و اطرافیانم را هم به ورطه نیستی کشانده و در طول دوران مصرف همواره این هیولای درونی را انکار میکردم و هیچ اصول انسانی را رعایت نمیکردم. من تبدیل به هیولایی شده بودم که هر روز با وسعت بیماری اعتیادم در حال رشد بود و هر چه او در من رشد میکرد، رفتار من مخربتر و زیانبارتر میشد که اول خودم و خانوادهام و در مرحلهي بعد جامعهای را که در آن ساکن بودم را مسموم و آلوده کرده بود. نشانههای بارز این نکته (فروش مواد مخدر، سرقت، خیانت، عدم صداقت، در نظر نگرفتن عواطف خانواده و انسانها و ...) میباشد که به واسطهي این ضعفها و پیامدها تبدیل به هیولایی شده بودم که هیچ تاثیر مثبتی در جامعه نداشتم ولي امروز با پذیرش خود به اصل فروتنی دست يافتم و توانستم این هیولا را از فعالیت بازدارم.62. آیا احساس اهمیت نسبی در حلقهي دوستان و خانواده میکنم؟ در کل جامعه چطور؟ آن احساس چیست؟بله ـ امروز پس از گذشت سالها دافعه بین انسانها، به کمک خداوند و اصولي فراگرفتهام تبدیل به انسانی شدهام دارای جاذبه و اهمیت نسبی و همگی نتيجهي پیروی از اصولی است که آموختهام. امروز احساسات خوبی در من بوجود آمده، مانند: از خودم فرار نميكنم احساس میکنم که جزيی از کل هستم، احساس مسوولیتپذیری میکنم و در خانواده پذیرفته شدهام. .( منبع قسمتی از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی چاپ دهم@socialpathologist)امروز از یک س
برچسب:
نویسنده: مانی نظری
برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتیقدم 2ما به این باور رسیدیم که نیروی خداوند میتواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.ای دانای مطلق!از نادانیام در گذر و راه را بر اشتباهاتم ببند.تشنهي دانستنم کن تا به آگاهی منتهی شود. عقل محدودم را با نور خودت سیراب کن.زيرا اظهارفضل، مرا بر مرکب غرور سوار نموده و از جایگاهی که تو برایم ترسیم کردی خارج مینماید، افکار پوسیده و خودمحورانهاي را که بازتابی افراطی و تفریطی درونم ایجاد مینماید و آرامشم را سلب میکند، بگیر و خدامحوری عطا فرما.عریانی دانشم را با لباسی از تواضع و آگاهی بپوشان. باشد که در کنار تو هویت پیدا کنم و با آگاهی نجوایت کنم.( منبع قسمتی از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی چاپ دهم@socialpathologist)https://s6.uupload.ir/files/img-20231108-wa0141_2g3u.jpgروح قدم دوم در امیدواری خلاصه میشود، میتوانید امیدوار باشید که دیگر مواد مخدر و الکل مصرف نمیکنید. میتوان امیدوار بود که از نقصها و نقاط منفیتان کمتر استفاده میکنید، میتوان امیدوار بود که خداوند سلامت عقل را بنا به تمایل خودتان به شما بازمیگرداند، میتوان امیدوار بود که با مصرف نکردن، درهای بهبودی به رویتان باز خواهد شد و اوضاع خراب و لاینحل گذشته به مرور اصلاح میشود. میتوان امیدوار بود که باورهای قدیمی را با باورهای جدید تعویض نموده و اثرات مثبتش را در زندگی شاهد خواهید بود، میتوان امیدوار بود که در پس مصرف نکردن مواد مخدر ابزار مناسبی در دستان خداوند برای اجرای ارادهاش و رساندن پیام رهایی برای دیگر همدردانتان خواهید بود.با برداشتن دومین قدم بهبودی، ایمان، امید، باور، فروتنی، تواضع و تمایل درونتان موج میزند و راهگشای مسیر بهبودیتان خواهد بود.در گا
برچسب:
نویسنده: مانی نظری
برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی12. آیا موانعی بر سر راه من وجود دارند که ایمان آوردن را برایم مشکل میسازند؟ آنها چه هستند؟ترس یکی از موانع بزرگ است. ترس اساس و ریشهي بیماری اعتیاد است که هزار و یک ضعف را به دنبال دارد که همگی روند ایمانآوری را با مشکل مواجه میکند. موانعی دیگری هم وجود دارند که فرایند ایمانآوری را برای ما مشکل میکنند که عبارتند از: نداشتن امید و باور ـ تجربهي گذشته و باورهای قدیمی ـ توقع زود حل شدن مشکلات ـ خودخواهی ـ کوتهنظری ـ ناآگاهی ـ عدم اعتماد به خداوند و دیگران ـ خودمحوری ـ قضاوت ـ عدم پذیرش ـ غرور ـ لذتجویی و ...13. جملهي به مرور ایمان آوردیم برای من چه مفهومی دارد؟مفهومش این است که قرار نیست یکباره به چیزی ایمان بیاوریم، برای ایمانآوری سلسله مراحلی وجود دارد. این جمله مرا از جنگ با خود دور میکند این یعنی اینکه سلامت عقل یک فرایند است نه یک اتفاق. یعنی اینکه به خود فرصت بدهم و صبور باشم تا شواهد عینی بيشتري در ذهنم ظاهر بشود، به یقین برسم و از یقین به ایمان كه ایمانآوری يك فرایند است و انتهایی هم ندارد و همان نوریست که درون قلب ما روشن میشود و تا آخرین لحظهي عمر یک روند رو به تکامل است. .( منبع قسمتی از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی چاپ دهم@socialpathologist)https://s6.uupload.ir/files/fdgg_8gkv.png14. آیا هرگز به چیزی ایمان داشتهام بدون اینکه برای اثبات آن چیز دلیل و مدرک مشهودی وجود داشته باشد؟ آن چگونه تجربهای بود؟بله ـ روند ایمانآوری از عقل و منطق و روشنبینی سرچشمه میگیرد. به طور مثال صدقه دادن، اسپند دود کردن، خدمت کردن، نفرین کردن، تخممرغ شکستن، قربانی کردن، از زیر قرآن رد شدن، جادو، سفره انداختن و به
برچسب:
نویسنده: مانی نظری